مهاجری: به هیچ کس بدهکار نیستم جز تماشاگران

رضا مهاجری دستیار سالهای نه چندان دور فیروز کریمی بعد از ساختن روزهای خوب برای پدیده این بار به دنبال ارایه بازی تهاجمی و رو به جلو در نساجی بود، اما این ماموریت او در میانههای راه متوقف شد.
۲۱:۴۰ - ۲۹ اسفند ۱۳۹۸
وانانیوز|
بعد از رسیدن نساجی به آرامش؛ انتظار میرفت رضا مهاجری با انگیزه بیشتری کار را در این تیم مردمی و دوست داشتنی دنبال کند، اما به یکباره و پیش از بازی با ماشین سازی اردوی تیم را ترک کرد و جای خود را به محمود فکری داد.
به همین بهانه با رضا مهاجری مصاحبه کردیم که این گفتمان را میخوانید:
*در میانههای راه از نساجی جدا شدید! آنهم در شرایطی که تیم شرایط خوبی پیدا کرده بود. هم از نظر مالکیتی و هم از نظر مدیریتی. واقعیت چه بود؟
اگر چه دیگر در نساجی نیستم، اما اجازه دهید ابراز خوشحالی خود را از حضور رضا حدادیان در تیم نساجی اعلام کنم. او برای تیم نساجی یک موهبت است. در حالی که در پی شیوع ویروس کرونا پرواز ایرلاینها خیلی خیلی کم شده او به تعهدات خود نسبت به بازیکنان و کادر فنی وفادار است و این جای خوشحالی دارد. آنهم در شرایطی که جدا از شیوع ویروس کرونا به خاطر تحریمها اقتصاد آسیب دیده است.
اما در خصوص جدایی ام؛ صادقانه باید بگویم هیچ یک از مدیران باشگاه از مالک گرفته تا اعضای هیات مدیره راضی به رفتن من نبودند و بندهها خداها تاکید هم داشتند که با هم فصل را تمام کنیم. هر چند اگر رای به برکناری من هم میدادند این جای گلهای نداشت، چون در فوتبال حرفهای این موضوع مرسوم است و برکناری مربی حق طبیعی باشگاه است. خب من زمانی که دچار آمبولی شدم و یکی دو هفتهای در بیمارستان بستری شدم به توصیه پزشک باید چند هفتهای استراحت میکردم. با وجود تلاش همه اعضای تیم به خصوص دستیارانم تصمیم گرفتم زودتر به کار برگردم و این برای من مشکل ساز شد. در روزهای اخیر بی تعارف دغدغهها برای من از بین رفت. به این خاطر که باشگاه دارای مالک واحد شده بود و به وعدههای خود به موقع عمل میکرد و برای نتیجه گیری پای کار بود. اما شرایط جسمانی ام کمی حاد شد. پیش از جدایی یک بار با پای خودم به بیمارستان رفتم و یک بار هم آمبولانس به زمین آمد تا من را انتقال بدهد. نگاهها خانواده ام که نگران سلامتی ام بودند برای من دوگانگی ایجاد کرد و در نهایت تصمیم گرفتم باشگاه را ترک و استراحت کنم تا این بار با یک شرایط جسمانی خوب به زمین برگردم. در این باره و بعد از صحبت با باشگاه به یک نقطه نظر مشترک رسیدیم.
*همه منتظر بودند تیم دور برگشت را با توجه به رفع مشکلات بهتر آغاز کند، اما این چنین نشد و در نهایت شما از نساجی جدا شدید!
در فوتبال اینطور نیست همیشه شرایط بر اساس پازلی که سرمربی طراحی میکند پیش رود. این اتفاقات در فوتبال طبیعی است. من از آن دسته از مربیانی نیستم که کنار زمین باشم و تمرین را دنبال کنم. من خودم باید در زمین باشم و پا به پای بازیکنان بدوم و تمرین را تماشا کنم. همان طور که گفتم به خاطر شرایط بیماری ام و اینکه در دوره اول استراحت ۴۵ روزه تا دو ماه را نادیده گرفتم توانم برای کار کردن کم شده بود.
اما در خصوص عدم نتیجه گیری در نیم فصل دوم باید بگویم در بازی با گل گهر و پیکان که بازیهای دور برگشت بودند برنده شدیم، اما در دو بازی خوب نتیجه نگرفتیم. در بازی با پارس جنوبی امیدوار به رفع مشکلات بودیم. در این بازی اگر چه برنده نشدیم و مساوی کردیم، اما شرایط تیم رو به بهبود رفت و من به آینده تیم امیدوار بودم، اما شرایط جسمانی ام اجازه نداد کار را به خوبی آنطور که میخواهم دنبال کنم و در نهایت تصمیم گرفتم اینبار مسیری که خانواده ام طراحی کردند، ادامه بدهم تا به دنبال میل خود باشم. از بین بردن دغدغه خانواده ام برایم ارزشمند بود. ضمن اینکه عقل حکم میکرد از نساجی جدا شوم، چون سلامتم به خطر افتاده بود و هر لحظه ممکن بود اتفاقی برای من رخ دهد که آینده مربیگری ام را از دست دهم. اما اکنون شرایط برایم بخوبی پیش میرود و انشاالله در ماههای آینده به مربیگری برمی گردم.
من همواره مسئولیت نتایج تیمم را برعهده گرفته ام و اگر تیم هم مشکلاتی داشته که حتی یک درصد هم قابل کتمان نبوده باز هم شانه خالی نکردم، چون من آگاهانه هدایت تیم را قبول میکنم. ایرادات ما به جای خود، اما در جایی که تیم نقد میشود عدالت این است که شرایط تیم هم بررسی شود. ما در نیم فصل بازیکنان آماده را از دست دادیم و و بازیکنانی را جذب کردیم که در دیگر تیمها به میدان نمیرفتند. به این خاطر که هیچ تیمی در نیم فصل حاضر نمیشود بازیکن آماده خود را به تیم دیگر بدهد. نیاز به زمان داشتم و در ادامه شرایط بهتر میشد، اما همان طور که گفتم بیماری ام این اجازه را به من نداد که اهداف خود را در نساجی دنبال کنم. هم چنین دور برگشت یکی دو بازیکن خوب ما مصدوم شدند و در برههای دو بازیکن خوب خود را در اردوی تیم امید داشتیم. علی شجاعی و رضا دهقانی.
*برخی میگویند رضا مهاجری به خاطر هراس از بازیهای پیش رو اردوی تیم نساجی را ترک کرد!
با خنده. من از احوالات خود و آنچه بر من میگذرد خبر دارم و با قضاوتهای دیگران زندگی نمیکنم. البته به خوبی به این نتیجه رسیده ام شما هر طور زندگی کنی از سوی دیگران قضاوت میشوی و هر کسی که بر مسند کار مینشیند و قضاوت میکند خود میداند خدای خود. گفتم به این دلیل از نساجی جدا شدم که من مربی کت و شلوار پوشی که در کنار زمین بایستد و گاهی هم با موبایل صحبت کند نیستم و دوست دارم خودم در زمین باشم و کار کنم، اما به خاطر شرایط بدنی دیگر توان این کار را نداشتم. بیماری آمبولی را همه میشناسند و همه دیدند که من دو هفتهای در سی سی یو تحت مراقبتهای وِیژه بودم و باید نزدیک به دو ماه استراحت میکردم. بعد چه هراسی؟ من با همه تیمهایی که قرار بود در آینده بازی کنم در دور رفت بازی کرده بودم و در کارنامه مربیگری من بارها و بارها دیده اید که با تیمهای تحت هدایتم در برابر تیمهای بزرگ پیروز شده ام. ترس در قاموس مربیگری من جایی ندارد و این حرف را کسانی میزنند که رضا مهاجری را نمیشناسند.
من در روزهای مربیگری آنقدر روزهای سخت داشته ام که روزهای سخت معنی اش را برای من از دست داده است. دیگر نمیتوانستم نگاههای نگران همسرم را تحمل کنم وقتی به بهانه تمرین و مسابقه از خانه بیرون میزدم و تماسهای پسر کوچکم را.
من اگر نیت به جدایی از نساجی داشتم پیش از بازی با استقلال و به خاطر بستری شدن در بیمارستان از نساجی خداحافظی میکردم. نمیخواهم به گذشته برگردم. روزهای ابتدایی فصل و حتی روزهای آماده سازی آنقدر سختی را در نساجی تجربه کردیم که شاید اگر خیلیها جای ما بودند همانجا جا میزدند. جایی میشد که حتی از جیب برای تیم هزینه میکردیم. البته منتی هم بر سر کسی نیست و اینجا من باید از فرهاد کوچک زاده تشکر کنم که در ابتدای فصل و در کنار هم و با کمک هم تیم را پیش بردیم و خدا رو شکر که الان شرایط تیم خوب است.
*شما ابتدای فصل به این نکته اشاره کردید که میخواهید فوتبال نساجی را از فوتبال دفاعی به فوتبال ترکیبی و مالکانه تغییر دهی. اکنون از اتخاذ این استراتژی پشیمان نیستید. شاید اگر دفاعی فوتبال میکردید حضور شما در نساجی تداوم پیدا میکرد...
خب ابتدای فصل کسی نه از نساجی انتظار قهرمانی داشت و نه کسب سهمیه. به همین خاطر درتعیین استراتژی و در مشورت با دستیاران به این نتیجه رسیدیم که سبک بازی تیم را تغییر دهیم تا دست کم تماشاگران از فوتبال تیم لذت ببرند. اگر چه مسیر ما به خاطر مریضی ام ادامه پیدا نکرد، اما به نظرم راهی که رفتیم درست بود. اینجا من از خود دفاع نمیکنم. در برههای ما بهترین تیم در فاز تهاجمی بودیم. بر اساس اعلام سایت متریکا در خیلی از بازیهایی که به میدان رفتیم از نظر تعداد پاس و میزان مالکیت توپ برتر از حریف بودیم حتی در بازیهایی که نتیجه را به حریف میدادیم. به زعم تیمهای حریف از نظر خلق موققیت تیم متنوعی بودیم و در جاهایی حتی آنالیزورهای تیم حریف میگفتند بازی با نساجی یکی از سختترین بازیهای ما بوده است. من و اعضای کادرم جایزه خود را جایی گرفتیم که تماشاگران ایستاده ما را تشویق کردند. اینروزها هیچ وقت از ذهنم پاک نخواهد شد.
خوشحالم سبکی برای تیم طراحی کردم که بازیکنان از اجرای آن لذت میبردند. اما به صراحت اعلام میکنم نتیجه گیری تیم همانند سبک بازی تیم خوب نبود و این یک جاهایی هم باعث ناراحتی تماشاگران شده بود که من حق را به آنها میدهد. تماشاگران منتقد همان تماشاگرانی بودند که ما را تشویق میکردند.
*به نکتهی خوبی اشاره کردید. به طور حتم رضا مهاجری در کارش ایراداتی هم داشته. به نظر میرسد این روزهای استراحت فرصت خوبی برای فکر کردن به این اشتباهات است.
من از سال ۸۹ که سرمربیگری را با تیم شیرین فراز شروع کردم تا دوران حضور در نساجی استراحتی نداشتم. اینطور هم نبوده که قرارداد من ۳ یا ۴ سال بوده باشد و در پایان فصل کمی استراحت و فکر کنم. بازیها که تمام میشد بلافاصله دغدغه بستن تیم جدید را پیدا میکردیم. الان فرصت خوبی است که بنشینم و به اشتباهاتم در تیم نساجی فکر کنم. کما اینکه این کار را انجام هم داده ام. طی این مدت که در حال استراحت هستم فرصت خوبی هم شد که با دوستان فنی خود مشورتهایی هم داشته باشم. انشاالله در بازگشت دوباره یک سری از اشتباهات را قطعا تکرار نخواهم کرد. با این حال نقطه افتخار من در نساجی جایی است که حامد شیری به عنوان یک بازیکن باتجربه در بهترین شرایط خود قرار میگیرد و بهترین بازیهای خود را به نمایش میگذارد و حضور جوانها در این تیم پر رنگ میشود. جوانها زیر ۲۳ سال در تیم ما نقش تعیین کنندهای داشتند. بازیکنانی، چون احسان قهاری – رحمان جعفری – علی شجاعی – عرفان معصومی و...
خوشحالم از حضور در نساجی. با وجود جدایی و سختیهای زیادی که در نساجی متحمل شدم خاطرات خوبی در ذهنم سیو شده. از همه تشکر میکنم. از استاندار گرفته تا رییس هیات فوتبال استان. همه به من کمک کردند. از مالک محترم باشگاه گرفته تا آقای علی امیری – مدیر عامل و دکتر اسدی و آقای بایندوریان عضو هیات مدیره باشگاه. از تک تک بازیکنان تشکر میکنم و یک تشکر ویژه هم دارم از تماشاگران خوب نساجی. به خودم بدهکار نیستم، چون در نساجی همه راهها را برای نتیجه گیری دنبال کردم و از جان و سلامتی ام مایه گذاشتم. نتیجه گیری تنها منوط به تلاش من نبوده – نیست و نخواهد بود. به خیلی از عوامل بستگی دارد. در نساجی خیلی چیزها برای من خوب پیش نرفت، اما گلهای نیست. فقط تشکر میکنم و صادقانه میگویم به تماشاگران تیم نساجی بدهکارم. شاید در آینده دوباره برگشتم و محبت تماشاگران را به شکل شایسته تری جبران کردم.
*و حرف آخر
ناراحت کننده است پزشکان برای جان ما ارزش قایل هستند و توصیههایی به ما میکنند، اما ما بی توجهی میکنیم و نشان میدهد که ما برای جان خود ارزشی قایل نیستیم. وقتی سختیهایی که پزشکان و پرستاران ما در مبارزه با ویروس کرونا میکشند و بی توجهی برخی هموطنان را میبینم برایم آزار دهنده است. در حالی که آنها هم زندگی دارند. امیدوارم این بحران را هم پشت سر بگذاریم و در سال ۹۹ اتفاقات خوب را تجربه کنیم.
به همین بهانه با رضا مهاجری مصاحبه کردیم که این گفتمان را میخوانید:
*در میانههای راه از نساجی جدا شدید! آنهم در شرایطی که تیم شرایط خوبی پیدا کرده بود. هم از نظر مالکیتی و هم از نظر مدیریتی. واقعیت چه بود؟
اگر چه دیگر در نساجی نیستم، اما اجازه دهید ابراز خوشحالی خود را از حضور رضا حدادیان در تیم نساجی اعلام کنم. او برای تیم نساجی یک موهبت است. در حالی که در پی شیوع ویروس کرونا پرواز ایرلاینها خیلی خیلی کم شده او به تعهدات خود نسبت به بازیکنان و کادر فنی وفادار است و این جای خوشحالی دارد. آنهم در شرایطی که جدا از شیوع ویروس کرونا به خاطر تحریمها اقتصاد آسیب دیده است.
اما در خصوص جدایی ام؛ صادقانه باید بگویم هیچ یک از مدیران باشگاه از مالک گرفته تا اعضای هیات مدیره راضی به رفتن من نبودند و بندهها خداها تاکید هم داشتند که با هم فصل را تمام کنیم. هر چند اگر رای به برکناری من هم میدادند این جای گلهای نداشت، چون در فوتبال حرفهای این موضوع مرسوم است و برکناری مربی حق طبیعی باشگاه است. خب من زمانی که دچار آمبولی شدم و یکی دو هفتهای در بیمارستان بستری شدم به توصیه پزشک باید چند هفتهای استراحت میکردم. با وجود تلاش همه اعضای تیم به خصوص دستیارانم تصمیم گرفتم زودتر به کار برگردم و این برای من مشکل ساز شد. در روزهای اخیر بی تعارف دغدغهها برای من از بین رفت. به این خاطر که باشگاه دارای مالک واحد شده بود و به وعدههای خود به موقع عمل میکرد و برای نتیجه گیری پای کار بود. اما شرایط جسمانی ام کمی حاد شد. پیش از جدایی یک بار با پای خودم به بیمارستان رفتم و یک بار هم آمبولانس به زمین آمد تا من را انتقال بدهد. نگاهها خانواده ام که نگران سلامتی ام بودند برای من دوگانگی ایجاد کرد و در نهایت تصمیم گرفتم باشگاه را ترک و استراحت کنم تا این بار با یک شرایط جسمانی خوب به زمین برگردم. در این باره و بعد از صحبت با باشگاه به یک نقطه نظر مشترک رسیدیم.
*همه منتظر بودند تیم دور برگشت را با توجه به رفع مشکلات بهتر آغاز کند، اما این چنین نشد و در نهایت شما از نساجی جدا شدید!
در فوتبال اینطور نیست همیشه شرایط بر اساس پازلی که سرمربی طراحی میکند پیش رود. این اتفاقات در فوتبال طبیعی است. من از آن دسته از مربیانی نیستم که کنار زمین باشم و تمرین را دنبال کنم. من خودم باید در زمین باشم و پا به پای بازیکنان بدوم و تمرین را تماشا کنم. همان طور که گفتم به خاطر شرایط بیماری ام و اینکه در دوره اول استراحت ۴۵ روزه تا دو ماه را نادیده گرفتم توانم برای کار کردن کم شده بود.
اما در خصوص عدم نتیجه گیری در نیم فصل دوم باید بگویم در بازی با گل گهر و پیکان که بازیهای دور برگشت بودند برنده شدیم، اما در دو بازی خوب نتیجه نگرفتیم. در بازی با پارس جنوبی امیدوار به رفع مشکلات بودیم. در این بازی اگر چه برنده نشدیم و مساوی کردیم، اما شرایط تیم رو به بهبود رفت و من به آینده تیم امیدوار بودم، اما شرایط جسمانی ام اجازه نداد کار را به خوبی آنطور که میخواهم دنبال کنم و در نهایت تصمیم گرفتم اینبار مسیری که خانواده ام طراحی کردند، ادامه بدهم تا به دنبال میل خود باشم. از بین بردن دغدغه خانواده ام برایم ارزشمند بود. ضمن اینکه عقل حکم میکرد از نساجی جدا شوم، چون سلامتم به خطر افتاده بود و هر لحظه ممکن بود اتفاقی برای من رخ دهد که آینده مربیگری ام را از دست دهم. اما اکنون شرایط برایم بخوبی پیش میرود و انشاالله در ماههای آینده به مربیگری برمی گردم.
من همواره مسئولیت نتایج تیمم را برعهده گرفته ام و اگر تیم هم مشکلاتی داشته که حتی یک درصد هم قابل کتمان نبوده باز هم شانه خالی نکردم، چون من آگاهانه هدایت تیم را قبول میکنم. ایرادات ما به جای خود، اما در جایی که تیم نقد میشود عدالت این است که شرایط تیم هم بررسی شود. ما در نیم فصل بازیکنان آماده را از دست دادیم و و بازیکنانی را جذب کردیم که در دیگر تیمها به میدان نمیرفتند. به این خاطر که هیچ تیمی در نیم فصل حاضر نمیشود بازیکن آماده خود را به تیم دیگر بدهد. نیاز به زمان داشتم و در ادامه شرایط بهتر میشد، اما همان طور که گفتم بیماری ام این اجازه را به من نداد که اهداف خود را در نساجی دنبال کنم. هم چنین دور برگشت یکی دو بازیکن خوب ما مصدوم شدند و در برههای دو بازیکن خوب خود را در اردوی تیم امید داشتیم. علی شجاعی و رضا دهقانی.
*برخی میگویند رضا مهاجری به خاطر هراس از بازیهای پیش رو اردوی تیم نساجی را ترک کرد!
با خنده. من از احوالات خود و آنچه بر من میگذرد خبر دارم و با قضاوتهای دیگران زندگی نمیکنم. البته به خوبی به این نتیجه رسیده ام شما هر طور زندگی کنی از سوی دیگران قضاوت میشوی و هر کسی که بر مسند کار مینشیند و قضاوت میکند خود میداند خدای خود. گفتم به این دلیل از نساجی جدا شدم که من مربی کت و شلوار پوشی که در کنار زمین بایستد و گاهی هم با موبایل صحبت کند نیستم و دوست دارم خودم در زمین باشم و کار کنم، اما به خاطر شرایط بدنی دیگر توان این کار را نداشتم. بیماری آمبولی را همه میشناسند و همه دیدند که من دو هفتهای در سی سی یو تحت مراقبتهای وِیژه بودم و باید نزدیک به دو ماه استراحت میکردم. بعد چه هراسی؟ من با همه تیمهایی که قرار بود در آینده بازی کنم در دور رفت بازی کرده بودم و در کارنامه مربیگری من بارها و بارها دیده اید که با تیمهای تحت هدایتم در برابر تیمهای بزرگ پیروز شده ام. ترس در قاموس مربیگری من جایی ندارد و این حرف را کسانی میزنند که رضا مهاجری را نمیشناسند.
من در روزهای مربیگری آنقدر روزهای سخت داشته ام که روزهای سخت معنی اش را برای من از دست داده است. دیگر نمیتوانستم نگاههای نگران همسرم را تحمل کنم وقتی به بهانه تمرین و مسابقه از خانه بیرون میزدم و تماسهای پسر کوچکم را.
من اگر نیت به جدایی از نساجی داشتم پیش از بازی با استقلال و به خاطر بستری شدن در بیمارستان از نساجی خداحافظی میکردم. نمیخواهم به گذشته برگردم. روزهای ابتدایی فصل و حتی روزهای آماده سازی آنقدر سختی را در نساجی تجربه کردیم که شاید اگر خیلیها جای ما بودند همانجا جا میزدند. جایی میشد که حتی از جیب برای تیم هزینه میکردیم. البته منتی هم بر سر کسی نیست و اینجا من باید از فرهاد کوچک زاده تشکر کنم که در ابتدای فصل و در کنار هم و با کمک هم تیم را پیش بردیم و خدا رو شکر که الان شرایط تیم خوب است.
*شما ابتدای فصل به این نکته اشاره کردید که میخواهید فوتبال نساجی را از فوتبال دفاعی به فوتبال ترکیبی و مالکانه تغییر دهی. اکنون از اتخاذ این استراتژی پشیمان نیستید. شاید اگر دفاعی فوتبال میکردید حضور شما در نساجی تداوم پیدا میکرد...
خب ابتدای فصل کسی نه از نساجی انتظار قهرمانی داشت و نه کسب سهمیه. به همین خاطر درتعیین استراتژی و در مشورت با دستیاران به این نتیجه رسیدیم که سبک بازی تیم را تغییر دهیم تا دست کم تماشاگران از فوتبال تیم لذت ببرند. اگر چه مسیر ما به خاطر مریضی ام ادامه پیدا نکرد، اما به نظرم راهی که رفتیم درست بود. اینجا من از خود دفاع نمیکنم. در برههای ما بهترین تیم در فاز تهاجمی بودیم. بر اساس اعلام سایت متریکا در خیلی از بازیهایی که به میدان رفتیم از نظر تعداد پاس و میزان مالکیت توپ برتر از حریف بودیم حتی در بازیهایی که نتیجه را به حریف میدادیم. به زعم تیمهای حریف از نظر خلق موققیت تیم متنوعی بودیم و در جاهایی حتی آنالیزورهای تیم حریف میگفتند بازی با نساجی یکی از سختترین بازیهای ما بوده است. من و اعضای کادرم جایزه خود را جایی گرفتیم که تماشاگران ایستاده ما را تشویق کردند. اینروزها هیچ وقت از ذهنم پاک نخواهد شد.
خوشحالم سبکی برای تیم طراحی کردم که بازیکنان از اجرای آن لذت میبردند. اما به صراحت اعلام میکنم نتیجه گیری تیم همانند سبک بازی تیم خوب نبود و این یک جاهایی هم باعث ناراحتی تماشاگران شده بود که من حق را به آنها میدهد. تماشاگران منتقد همان تماشاگرانی بودند که ما را تشویق میکردند.
*به نکتهی خوبی اشاره کردید. به طور حتم رضا مهاجری در کارش ایراداتی هم داشته. به نظر میرسد این روزهای استراحت فرصت خوبی برای فکر کردن به این اشتباهات است.
من از سال ۸۹ که سرمربیگری را با تیم شیرین فراز شروع کردم تا دوران حضور در نساجی استراحتی نداشتم. اینطور هم نبوده که قرارداد من ۳ یا ۴ سال بوده باشد و در پایان فصل کمی استراحت و فکر کنم. بازیها که تمام میشد بلافاصله دغدغه بستن تیم جدید را پیدا میکردیم. الان فرصت خوبی است که بنشینم و به اشتباهاتم در تیم نساجی فکر کنم. کما اینکه این کار را انجام هم داده ام. طی این مدت که در حال استراحت هستم فرصت خوبی هم شد که با دوستان فنی خود مشورتهایی هم داشته باشم. انشاالله در بازگشت دوباره یک سری از اشتباهات را قطعا تکرار نخواهم کرد. با این حال نقطه افتخار من در نساجی جایی است که حامد شیری به عنوان یک بازیکن باتجربه در بهترین شرایط خود قرار میگیرد و بهترین بازیهای خود را به نمایش میگذارد و حضور جوانها در این تیم پر رنگ میشود. جوانها زیر ۲۳ سال در تیم ما نقش تعیین کنندهای داشتند. بازیکنانی، چون احسان قهاری – رحمان جعفری – علی شجاعی – عرفان معصومی و...
خوشحالم از حضور در نساجی. با وجود جدایی و سختیهای زیادی که در نساجی متحمل شدم خاطرات خوبی در ذهنم سیو شده. از همه تشکر میکنم. از استاندار گرفته تا رییس هیات فوتبال استان. همه به من کمک کردند. از مالک محترم باشگاه گرفته تا آقای علی امیری – مدیر عامل و دکتر اسدی و آقای بایندوریان عضو هیات مدیره باشگاه. از تک تک بازیکنان تشکر میکنم و یک تشکر ویژه هم دارم از تماشاگران خوب نساجی. به خودم بدهکار نیستم، چون در نساجی همه راهها را برای نتیجه گیری دنبال کردم و از جان و سلامتی ام مایه گذاشتم. نتیجه گیری تنها منوط به تلاش من نبوده – نیست و نخواهد بود. به خیلی از عوامل بستگی دارد. در نساجی خیلی چیزها برای من خوب پیش نرفت، اما گلهای نیست. فقط تشکر میکنم و صادقانه میگویم به تماشاگران تیم نساجی بدهکارم. شاید در آینده دوباره برگشتم و محبت تماشاگران را به شکل شایسته تری جبران کردم.
*و حرف آخر
ناراحت کننده است پزشکان برای جان ما ارزش قایل هستند و توصیههایی به ما میکنند، اما ما بی توجهی میکنیم و نشان میدهد که ما برای جان خود ارزشی قایل نیستیم. وقتی سختیهایی که پزشکان و پرستاران ما در مبارزه با ویروس کرونا میکشند و بی توجهی برخی هموطنان را میبینم برایم آزار دهنده است. در حالی که آنها هم زندگی دارند. امیدوارم این بحران را هم پشت سر بگذاریم و در سال ۹۹ اتفاقات خوب را تجربه کنیم.
منبع: خبر ورزشی
لینک کپی شد
آهن ملل
ارسال نظر